خرید بک لینک
تنها در خلوت اتاق
با هر چیزی می شود حرف زد
با میز
با گل های شمعدانی
با هرچه که هست...
اما من دیوانه ام !
میان این همه هست
با تو حرف می زنم که نیستی...

.
.


(دلم یک جای دنج میخواهد
بدون هیچ رقیبی
بدون هیچ مزاحمی)

+ نوشته شده در یکشنبه ۱۸ تیر ۱۳۹۶ساعت 6:55 توسط HamidReza ♥ Fereshteh |

برچسب: تنهاییام, نویسنده: اشکان کریمی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 6:54

زن محبت را تلافی می کند

خستگی را ترمه بافی می کند

زن درخشان می کند الماس را

زن تجلی می دهد احساس را

زن، گل و آواز شبنم با هم است

زن پر از سجاده و ابریشم است

+ نوشته شده در شنبه ۳۱ تیر ۱۳۹۶ساعت 12:0 توسط HamidReza ♥ Fereshteh |

برچسب: نویسنده: اشکان کریمی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 6:54

دستهایـــم چقدر به دو طرفِ صورتت می آینـــد... وقتی عاشقانه تماشایم می کنی دستهایـــم چقدر به دست هایتـــ می آیند... به دکمه های پیراهنت به این دوستت دارم ها که دانه دانه روی لب هایتـــ می کارم دست هایتـــ چقدر می آیند به رنگِ تنمــــ... به وقتِ عشق بازیــــ + نوشته شده در پنجشنبه ۵ مرداد ۱۳۹۶ساعت 10:56 توسط HamidReza ♥ Fereshteh |

برچسب: عاشقانه, نویسنده: اشکان کریمی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 6:54


تـو كه يكـ گوشه ى چشمت
غـمِ عـالـم بِبـَرد
حيف باشد كه تـو باشى و
مـرا غـم بِبـَرد ...

+ نوشته شده در دوشنبه ۹ مرداد ۱۳۹۶ساعت 22:29 توسط HamidReza ♥ Fereshteh |

برچسب: دوای,درد, نویسنده: اشکان کریمی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 6:54

هستی و هست این خوشبختی صدایم میزنی... صدای باران می آید قدم به قدم، پاهایم به سمتت سرازیر می شود و سطر به سطر لبهایم در عطش طعم لبهایت می دَوَد. آنقدر پُرَم از تـــــــــو آنقدر بوسه می خواهم^_^ هستی و هست این خوشبختی سرم به سمت شانه هایت می لغزد رویایم به طرفِ انگشتانت و تنم به سمتِ تنت... "این عشـــــقـــــ هست و همچنان پابرجا" + نوشته شده در چهارشنبه ۱۸ مرداد ۱۳۹۶ساعت 10:25 توسط HamidReza ♥ Fereshteh |

برچسب: عشق,همچنان,هست, نویسنده: اشکان کریمی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 6:54

️چه عاشقانه ای خواهد شد
وقتی نگاه در نگاه تو
نفس در نفس های تو
در آغوشی پر از عطر تن تو
آرام بگویم " دوستت دارم " ..❣

+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۸ مرداد ۱۳۹۶ساعت 18:9 توسط HamidReza ♥ Fereshteh |

برچسب: عاشقانهای,ناااب, نویسنده: اشکان کریمی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 6:54

مرا بگیـــ ـــر آتشمـــ بزن و جان بِده به من

... و در سپیده ی جان روشن باش

مرا ببین ای که بی تو منم، بی تو میشِکنم

ای تمام جهان، با من باش.

+ نوشته شده در دوشنبه ۲۳ مرداد ۱۳۹۶ساعت 14:12 توسط HamidReza ♥ Fereshteh |

برچسب: جان,جهانی, نویسنده: اشکان کریمی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 6:54

رابطه ها كه تمام ميشود،
از يك جايى به بعد،
آنجا كه هر دو طرف منتظرند تا ديگرى پيشقدم شود
ملتمسانه ترين عاشقانه ها را
در پيغامهايى ميبينىد كه پشت بندش مينويسد:
ببخشيد...اشتباه فرستادم!
اشتباه فرستادم يعنى:
غرورم دارد خفه ام ميكند...برگرد!!
.

+ نوشته شده در پنجشنبه ۲۶ مرداد ۱۳۹۶ساعت 10:37 توسط HamidReza ♥ Fereshteh |

برچسب: برگرد, نویسنده: اشکان کریمی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 6:54

صفحه بندی